۱۳۹۰ بهمن ۱۰, دوشنبه

پناهجویان مسیحی ایرانی ، رانده از وطن و مانده در مقابل دیوار بلند بی اعتمادی جامعه جهانی

دوشنبه 30 ژانويه 2012 - 10 بهمن 1390                 
Panahjoyan_2
محمد مومنی پناهجوی ایرانی مسیحی درسوئد: مسئولان اداره مهاجرت این کشوردرک کاملی ازایمان مسیحی درایران ندارند و آن را نه یک حرکت روحانی دگرگون کننده جامعه بلکه یک رفتار مذهبی ساده می دانند.
شبکه خبری مسیحیان فارسی زبان – مجموع وقایع در ماههای منتهی به پایان سال میلادی گذشته (2011) حکایت از ادامه سختگیریهای حکومت اسلامی بر علیه مسیحیان ایران داشت. حکومت جمهوری اسلامی حالا که متوجه شده است برای مقابله با مسیحیت دستانش بیش از پیش از لحاظ عقیدتی خالیست، تصمیم به برخورد شدیدتر فیزیکی با مسیحیان ایران دارد.
اخبار سال گذشته میلادی ( نیمه دی 89 تا نیمه دی 90 ) نشان از حملات همه جانبه به کلیساهای خانگی و ساختمانی در ایران و دستگیریهای گسترده ایمانداران مسیحی ، آزار و اذیتهای سازمان یافته و تبعیضهای آشکار و نهانی دارد که نظام اسلامی حاکم بر ایران میکوشد از طریق آن به شدت با گسترش ایمان به پیام نجات بخش انجیل در ایران مقابله کند.
بگیر و ببندهای سه سال اخیر فعالان مسیحی در ایران و آزادکردن موقت آنها با وثیقه های سبک و سنگین از یک سو و فشار آوردن از طریق ایجاد جو رعب و وحشت و اعمال محدودیتها و تبعیضهای شغلی و سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی برای مسیحیان عادی و حتی غیر فعال چه هدفی را دنبال می کند؟
این رفتارها روشن می کند که حکومت به خوبی با عواقب جهانی پر هزینه در صورت اعمال مجازاتهای بسیار سنگین بر علیه مسیحیان در ایران آشنا است و می داند که صدور هر حکم قضائی علیه مسیحیان تا چه حد می تواند در جهان با واکنشهای منفی روبرو شود. بنابر این تنها روش موثر باقیمانده برای جلوگیری از رشد مسیحیت در ایران را کیش دادن ایمانداران مسیحی به خارج از کشور یافته است.
به عبارت دیگر حاکمان اسلامی می کوشند شرایطی را در داخل کشور برای ایمانداران مسیحی چه مسیحیان قومیتی (ارمنی و آشوری) و چه نوکیشان مسیحی به وجود بیاورند که آنها خودشان از ترس جانشان را بردارند و از کشور فرار کنند.
تنها اشکال این سیاست برای حکومت اسلامی حاکم بر ایران این است که گمان دارند اگر این افراد پس از خروج از ایران با استقبال گرمی در خارج روبرو شوند، آنگاه ممکن است هر روز عده بیشتری بدون ترس از مجازات مسیحی شوند.
به همین دلیل جمهوری اسلامی تمام تلاش خود را به کار می برد تا در جهان اینچنین تبلیغ نماید که این افراد نه بخاطر مسائل روحانی و عقیدتی بلکه فقط برای اخذ پناهندگی ادعای تغییر دین می کنند تا از این طریق مسیحیان خارج شده از ایران را با فشارهائی روبرو کند که نگذارد آنها به الگوئی برای داخلی ها تبدیل شوند. متاسفانه سیستم تبلیغاتی جمهوری اسلامی تا حدودی موفق شده است به حکومتهای غربی این دروغ خود را بقبولاند.
سیستم تبلیغاتی جمهوری اسلامی با تلاش فراوان به کشورهای غربی قبولانده است که پناهجویان مسیحی ایرانی فقط برای دریافت پناهندگی و اجازه اقامت در کشورهای پیشرفته ادعای تغییر دین می کنند. حداقل آن بخش از حکومتهای غربی نظیر اکثر کشورهای عضو اتحادیه اروپا،همچنین سوئد و استرالیا و نیوزلاند که مسئول تصمیم گیری درباره پرونده پناهجویان مسیحی ایرانی هستند و دفاتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (یو ان اچ سی آر)، تا حدود زیادی به صورت غیر مستقیم به این دروغ پردازیهای حکومت ایران باور دارند و در رسیدگی به پرونده پناهجویان مسیحی ایرانی آنها را مبنا قرار می دهند.
به این علت است که هر روز با سیل جواب منفی به هزاران درخواست پناهندگی ایرانیان مسیحی در کشورهای مختلف سراسر جهان و یو ان اچ سی آر روبرو هستیم. روندی که هرسال به نظر می رسد رو به افزایش دارد.
این مسئله باعث بوجود آمدن وضعیت بسیار ناهنجاری برای چند هزار هموطن مسیحی از جمله صدها خانواده شامل زن و کودک شده است. مردان و زنانی که سالهاست بلاتکلیف مانده اند. نه می توانند به موطن خود برگردند نه در جامعه جدید پذیرفته میشوند و رسمیت می یابند. بیش از هزار کودک ایرانی متعلق به خانواده های پناهجویان مسیحی خارج از ایران اکنون موقعیتهای تحصیلی و اجتماعی خود را هر روز بیش از پیش در انتظار پذیرفته شدن در کشورهائی نظیر ترکیه ، آلمان ، فرانسه ، کاندا ، سوئد و هلند از دست می دهند.
شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان (اف سی ان ان ) در راستای وظیفه خبر رسانی خود درباره مسیحیان ایرانی ، سلسله مصاحبه هائی با پناهجویان مسیحی ایرانی در خارج از ایران انجام داده است. در این سلسله گفتگوها سراغ کسانی رفته ایم که به مدت طولانی منتظر جواب درخواست خود بوده اند و یا درخواستشان در چند مرحله رد شده است و در خطر اخراج از کشور محل اقامتشان می باشند. این افراد از بین کسانی انتخاب شده اند که ایمان مسیحی آنها مورد تائید کلیساهای شناخته شده مسیحی است و در واقع حداقل جامعه مسیحی خودش در مورد ایماندار بودن آنها تردیدی ندارد.
در اولین گفتگوپای صحبتهای یک جوان مسیحی ایرانی می نشینیم که همراه همسرش اکنون نزدیک یک سال ونیم است در کشور سوئد به سر می برند و بعد از گرفتن جواب منفی در فرجامخواهی خود، چندی است با خطر اخراج از آن کشور و دیپورت شدن به ایران روبرو هستند.
ما خود را به او سپرده ایم
اف سی ان ان - لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمائید در حال حاضر عضو کدام کلیسا هستید؟
محمد – من محمد مومنی هستم . 27 سال سن دارم و به اتفاق همسرم فاطمه در کلیسای فارسی زبان شهر "بروس" در سوئد عضو هستیم.
اف سی ان ان – چند مدت است در سوئد ساکن هستید ، کی از ایران خارج شدید و برای چه به سوئد آمده اید؟
محمد – من و همسرم از ماه ژوئن سال 2010 میلادی ( خرداد 1389) در سوئد به سر می بریم . حدود 6 ماه قبل از آن ما به علت فشارهائی که بر ما وارد شده بود و آزادیهای انسانی ما را محدود میکرد و همچنین احساس جدی ترسی که برای جان خود داشتیم ، ایران را ترک کردیم و به ترکیه یعنی تنها جائی که برای ما ممکن بود رفتیم.
اف سی ان ان – چطور شد که شما متوجه شدید آزادیتان محدود شده است و چرا برای جان خود ترس داشتید؟
محمد – ابتدا باید من مختصری از شرایط زندگی خودم را برایتان بگویم. در یک خانواده مسلمان به دنیا آمدم. دوران کودکی من در سالهای اول انقلاب اسلامی و جنگ بین ایران و عراق گذشت. هنوز صدای آژیرهای حمله هوائی در گوش من طنین انداز است و ترس بزرگترها. بعد هم که به دبستان رفتم همه اش اجبارهای خصمانه مسئولان مدرسه برای آموزش و اجرای اصول شریعت اسلامی بود و استدلالهای ضعیف آنها در مقابل سوالات ما. دوران دبیرستان نیز مواجه با اختناق بودیم و اینکه باید این کار را بکنیم و آن کار را نکنیم. همه چیز ممنوع بود. از فیلم بدون سانسور نگاه کردن تا مدل مو و از نوع و شکل لباس تا حتی رنگ کفش ما مورد توجه مسئولین مدرسه و جامعه بود. تناقض آشکاری بین زندگی واقعی ما در خانه و فضای جامعه و مدرسه وجو داشت.
همه اینها روی من و هزاران نفر مانند من تاثیری به جا ماندنی گذاشت که میوه حاصل از آن بی اعتمادی نسبت به جامعه و تنفر از دین و مذهب بود. اینها یک شبه در من بوجود نیامد بلکه به تدریج ظاهر شد. نوجوانی من مصادف با دوره به اصطلاح اصلاحات و دلبندی مردم به شعارهای خاتمی درباره آزادی و سازگاری دین و دمکراسی بود که همه آنها نیز بعد از مدتی معلوم شد که فقط شعار بوده اند و در عمل حداقل با وضعیت فعلی جمهوری اسلامی قابل اجرا نیستند.
من با این پس زمینه ها بود که هم از دین و مذهب و هم از سیاست دلزده بودم و وقتم را صرف کار وزندگی عادی روزانه کردم. از طریق چند دوست و آشنا کمی با مسیحیت آشنا شده بودم ولی چندان درباره آن تا سال 88 زیاد جدی نبودم. از آن سال در این مورد بیشتر جدی شدم و از طریق معلمی که در کلاس زبان داشتم کتاب مقدسی به دستم رسید که خواندن آن طرز تفکر من نسبت به دین و خدا را به مقدار زیادی عوض کرد. همین امر باعث شد تا تصمیم بگیرم و قلبم را به خدا بسپارم.
وقایع پس از تقلب انتخاباتی 88 نیز من را نیز مانند بسیاری از ایرانیان به صحنه تظاهرات و درگیریهای خیابانی کشاند.من به کار وبلاگ نویسی نیز می پرداختم و امیدهای تازه ای به تغییر وضعیت پیدا کرده بودم. اما سرکوب شدید مردم و مسدود کردن وبلاگها شروع شد. تا اینکه من در یکی از درگیریهای خیابانی بطور موقت دستگیر شدم. هرچند بطور معجزه آسائی نجات پیدا کردم. اما تمام مدارک شناسائیم از قبیل کارت ملی‌،کارت ماشین و گواهینامه را از دست دادم و اوراق هویتی من به دست ماموران افتاد. از آن به بعد بود که تهدیدهای متعددی دریافت کردم و با توجه به دستگیریهای گسترده و اعدامهای انجام شده با توجه به اینکه به وضوح مشخص شده بود که من توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی شناسائی شده ام مجبور به ترک ایران از طریقه مرز زمینی‌ و بصورت غیر قانونی شدیم.
اف سی ان ان – شما میگوئید "شدیم". آیا منظورتان این است که با همسرتان خارج شدید؟ اگر چنین است او چرا خارج شد ؟
محمد – بله من به اتفاق همسرم خارج شدیم. او نیز که یک خبرنگار بود و برای نشریاتی در تهران کار می کرد به دلیل شغلش با محدودیتها و تهدید هائی روبرو شده بود. در کل ما هردوخودمان را با وضعیت مشابهی از لحاظ امنیت جانی مواجه می دیدیم. ما هردو ایماندار بودیم و تازه ازدواج کرده بودیم و راستش را بخواهید بسیار ترسیده بودیم.
اف سی ان ان – چطور شد به سوئد آمدید و در سوئد چه کردید؟
محمد – ما وقتی به ترکیه رسیدیم وضع آنجا را از لحاظ برخورد با پناهجویان بسیار بد دیدیم. متوجه شدیم که آنجا نمی توانیم بمانیم. بنابراین با یک قاچاقچی صحبت کردیم و او گفت که می تواند ما را به سوئد برساند.
وقتی که به سوئد آمدیم درخواست پناهندگی دادیم و کلیسائی را برای پرستش خداوند پیدا کردیم. الان بیش از یک سال است در یک کلیسای فارسی زبان و یک کلیسای سوئدی بطور مستمر و مداوم مشغول خدمت هستیم.
اف سی ان ان – بین بیشتر اعضای کلیسا شما و همسرتان معروف هستید به فعال بودن و بسیاری از ایمانداران برای شما در این کشور بطور مستمر در دعا هستند. چه فعالیتهائی می کنید؟
محمد – من و همسرم بیشتر وقت خود را با اعضای کلیسا می گذرانیم و از بودن با ایمانداران و خدمت کردن به آنها لذت می بریم و در این شرایط سخت آرامش می یابیم. همچنان به وبلاگ نویسی میپردازم ولی این وبلاگها مسدود شده است و به فکر راه اندازی یک وب سایت هستم. البته کارهائی نیز برای راه اندازی یک رادیوی مسیحی در سوئد شروع کرده ایم.
اف سی ان ان – وضعیت درخواست پناهندگی شما به کجا رسیده است؟
محمد – متاسفانه ما مدتی پیش برای بار دوم جواب منفی گرفتیم و اکنون با خطر اخراج و دیپورت از سوئد روبه رو هستیم.
اف سی ان ان – آیا مسیحی بودن شما مورد قبول قرار گرفته است و اصلا این مسئله مسیحی بودن کمکی به شما در گرفتن پناهندگی کرده است یا نه ؟
محمد – در مورد بخش اول سوال شما بله آنها می گویند در مسیحی بودن ما شکی ندارند ومدارک ما به خوبی این را نشان می دهد . اما آنها می گویند که این مسئله برای ما در داخل ایران خطر جانی ایجاد نمی کند و به نظر آنها ما می توانیم بدون دردسر در ایران زندگی کنیم. یعنی همان ادعای دروغی که قوه قضائیه جمهوری اسلامی می کند.
جواب من به بخش دوم سوال شما هم نه و هم آره است ! نه. از این جهت که من احساس می کنم دولت سوئد هیچ تصمیمی برای دفاع و پشتیبانی از مسیحیان ایرانی ندارد وشاید حتی اگر کسی را یک مسیحی متعهد بیابد او را به نوعی دارای افکار مذهبی می شناسد و برای جامعه ای که ادعا می کند لیبرال است مضر تشخیص می دهد. تجربه من نشان می دهد آنها درک کاملی از ایمان مسیحی در ایران ندارند و آن را نه یک حرکت روحانی دگرگون کننده جامعه بلکه یک رفتار مذهبی ساده تلقی می کنند و بنا براین می گویند مسیحی بودن شما برای جان و آزادی شما خطر جدی ایجاد نمی کند.
اما آری از این جهت که ایمان مسیحی کمک زیادی به ما کرده است تا آرامش درونی خود را حفظ کنیم. اینکه ما اعتقاد داریم که زندگیمان در دستان خداوند است و عضو یک خانواده گرم و پر محبت ایمانداران مسیحی سرار جهان هستیم در این شرایط سخت کنونی برایمان بسیار دلگرم کننده است.
اف سی ان ان – حالا میخواهید چه کنید و چه تصمیمی دارید . به برگشت فکر کرده اید؟
محمد – متاسفانه ما نمی توانیم به ایران برگردیم. اطلاعاتی از خانواده ام و دوستانم دریافت کرده ام که تائید می کند ماموران امنیتی همچنان به دنبال ما هستند. به خصوص بعد از جریاناتی که برای کلیساهای خانگی در تهران وکرج اتفاق افتاد و دستگیریهائی که انجام شد ماموران حکومتی اکنون اطلاعات بیشتری راجع به مسائل ایمانی من و همسرم پیدا کرده اند . در صورت برگشت با سرنوشت نامعلومی روبرو خواهیم شد. فعلا کاری از دستمان بر نمی آید فقط نشسته ایم و دعا می کنیم و خودمان را به دستان خداوندی سپرده ایم که مطمئنیم بهترین را برای ما خواهد کرد.آری من و همسرم به معنای واقعی کلمه خودمان را به او سپرده ایم. برای ما دعا کنید تا بتوانیم در ایمانمان رشد کنیم و برای مقابله با سختی های زندگی مجهز شویم.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر